سلام بر رمضان ، ماه خدا...
سلام به همه ی بازدید کننده های بزرگوار. پیشاپیش فرا رسیدن این ماه عزیز رو از طرف خودم و تیم مدیریت سایت نجوا به حضور شما تبریک و تهنیت عرض می کنم . انشاالله در طول این ماه ، هر روز با یه ویژه نامه ی کوچیک ولی مفید در خدمت شما عزیزان خواهیم بود . برای شروع هم مجموعه از فایلهای مرتبط و مشترک در ماه مبارک رمضان رو انتخاب کردیم که امیدوارم ازشون لذت ببرید .
قرآن :
ترتیل قرآن کریم به تفکیک 114 سوره با صدای استاد پرهیزکار
دعا :
یکی از دعاهای روزانه در ماه مبارک رمضان 1
یکی از دعاهای روزانه در ماه مبارک رمضان 2
از دعاهای ماه مبارک رمضان ( اعمال مشترک ) 1
از دعاهای ماه مبارک رمضان ( اعمال مشترک ) 2
مناجات حضرت امیر در مسجد کوفه 1
مناجات حضرت امیر در مسجدکوفه 2
موسیقی :
اثر ماندگار ربنا با صدای استاد شجریان
نوانمای ویژه ماه مبارک رمضان
ويژه ماه مبارك رمضان »
ايثار روزه داران حقيقى
عبدالله مسعود روايت مى كند كه شبى رسول خدا9 از نماز عشاء فارغ شد مردى از ميان صفوف برخاست و گفت : اى مهاجر و انصار مردى غريبم و بر هيچ چيز قدرت ندارم، مرا طعامى دهيد، رسول خدا گفت اى فقير ذكر غريب مكن كه دل مرا اندوهگين ساختى، بعد از آن فرمود : غريبان چهار قسم اند :
1 ـ مسجدى كه در ميان قومى باشد كه در آنجا نروند ونماز نخوانند.
2 ـ مصحفى و قرآنى كه در خانه اى باشد و مردم آن خانه از آن تلاوت نكنند.
3 ـ عالمى در ميان جماعتى باشد و ايشان تفقد وى نكنند و از او مسائل دينى سؤال نكنند.
4 ـ اسيران اهل اسلام كه در ميان كفار باشد، پس فرمود كيست كه مؤونه و غذاى اين مرد را كفايت كند تا در فردوس اعلى خدا او را جاى دهد؟
حضرت على7 برخاست و دست سائل را گرفت و به حجره فاطمه زهرا8 رفت و گفت : اى دختر رسول خدا در كار اين مهمان نظرى كن، حضرت زهرا8 فرمود : در خانه طعام اندك است حسن و حسين گرسنه اند و شما روزه دارى و آن طعام، يك نفر را بيش كفايت نكند. حضرت گفت : آن را حاضر كن، فاطمه8 طعام را پيش آورد. حصرت امير آن طعام را پيش مهمان نهاد و پيش خود گفت كه اگر من از اين بخورم مهمان را كافى نباشد و اگر نخورم سبب خجالت مهمان مى شود، پس دست دراز كرد و چنان نشان داد كه چراغ را اصلاح مى كنم و آن را خاموش كرد و فاطمه را گفت در روشن كردن چراغ تعلل كن تا مهمان از خوردن غذا فارغ شود و خود حضرت دهان مبارك را مى جنباند تا مهمان تصور كند كه على7 غذا مى خورد و از طعام خوردن چون فارغ شد فاطمه چراغ را آورد و طعام همچنان بر جاى خود بود، اميرالمؤمنين فرمود كه اى فقير چرا طعام خود را نخوردى؟ گفت سير شدم پس على و فاطمه و حسن و حسين و فضه و همسايگان از آن طعام خوردند و هنوز باقى بود.
اين خبر در شأن نزول آيه ويؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصه، ذكر شده است يعنى مقدم مى دارد محتاجان را بر خودشان و اگر چه به آنچه كه ايثار كردند خود محتاجند.
لذت معنوى در سايه كم خورى
مرحوم فاضل تونى از علما و مراجع به نام شيعه فرموند;
سالى در مشهد مقدس مشغول تحصيل بودم; در ماه مبارك رمضان آن سال، فقط سه سحر، با نان و ماست به سر بردم و بقيه را بر اثر تنگدستى با نان و پياز گذراندم ولى صفاى باطن و لذت معنوى و روحى را در همان سال يافتم.(1)
پاورقى
(1) قصص العلماء، داستانهايى از زندگى علماء، ص 13.
حالات سيد مهدى قزوينى(قدس سره) در ماه رمضان
در حالات سيد قزوينى گفته اند :
هرگز در خانه خود از خانواده و خدمتكاران چيزى و حاجتى نمى طلبيد; مثل غذا در وقت نهار و شام و چاى و قليان و غيره و اگر اهل و خانواده او مواظب غذا و احتياجات او نبودند، او هرگز در خواست نمى كرد و اگر خانواده اش فراموش مى كردند چيزى را به او برسانند، شب و روز مى گذشت; ولى سيد چيزى نمى گفت.
در ميهمانى ها حاضر مى شد، ولى كتابى به همراه برده و در گوشه مجلس مشغول تأليف و نوشتن مى شد و از اهل مجلس كسى از ايشان حرفى نمى شنيد، مگر اين كه مسأله اى بپرسند ايشان جواب بگويد.
رسم سيد در ماه رمضان چنين بود كه نماز مغرب را با جماعت در مسجد مى خواند. پس نافله مغرب را مى خواند و به خانه مى آمد و افطار مى كرد و به مسجد برمى گشت به همان نحو نماز عشاء را خوانده و به خانه مى آمد و مردم جمع مى شدند، اول قارى خوش صدايى با لحن قرآنى; آياتى از قرآن را كه به وعظ و تذكر و وعده و وعيد قيامت مربوط بود مى خواند، به طورى كه قلبها سخت را نرم و چشمهاى خشك را تر مى كرد. سپس ديگرى به همان نحو، خطبه اى از نهج البلاغه مى خواند; آنگاه سومى مصيبتهاى امام حسين7 را مى خواند و آنگاه يكى از صالحين، مشغول خواندن دعاهاى ماه مبارك رمضان مى شد و ديگران متابعت مى كردند، تا وقت خوردن سحر مى شد; آنگاه هر يك به منزل خود مراجعت مى نمودند.(1)
پاورقى
(1) داستانهايى از زندگى علماء، ص 21.
روزه و تربيت نفس
عارفى گفت : هر گاه غفلت از ديدگان اهل يقين ناپديد شود، هلال هدايت در بال بيدارى آشكارا مى گردد، اينجاست كه بايد از هوا و هوس روزه گرفت.
ديگرى گفته : در خانه انديشه با نفس خود خلوت كن و آن را از هر آنچه بدان سرگرم است تنبيه كن و هر گاه متنبه نشد او را به گورستان بخوان و اگر از آنجا هم سرمشقى نگرفت او را با تازيانه گرسنگى بزن، يعنى روزه بگير.
روش روزه دارى حضرت سليمان7
ابن عباس فرمود :
"و ان كنت تريد صوم ابنه سليمان عليه السلام فانه كان يصوم من اول الشهر ثلثة، و من وسطه ثلثة و من آخره ثلثة".
اگر بخواهى بدانى روزه فرزند حضرت داوود7 را. پس آن حضرت روزه مى گرفت در اوّل ماه سه روز، و از وسط ماه سه روز و از آخر ماه نيز سه روز روزه مى داشت.
قرائت هزار مرتبه سوره قدر در شبهاى رمضان
در حالات آيت الله نجابت از عرفاى شيراز آمده است كه :
در شب هاى ماه مبارك رمضان در ابتداء معمولا مذاكره علم و بحث معرفت و توحيد بود; كه افضل اعمال، حتى نسبت به ليلة القدر است (بنابر نقل مرحوم صدوق) و بعداً احمز اعمال بين اعمال شبها و سحرهاى ماه مبارك يعنى مشكلترين آنها و طولانى ترينش كه هزار مرتبه سوره قدر يا صد مرتبه سوره دخان است را ملتزم بودند; چنانكه على7در حديثى مى فرمايند : "هر گاه من بين دو امر واقع بشوم آن را كه مشكلتر هست انتخاب مى كنم به عنوان فرد افضل".
بركت سه روز روزه باران
در ايام حكومت عثمانى ها بر بغداد، مدتى خشكسالى شد. به پيشنهاد (سعيد پاشا) حاكم بغداد، مردم سه روز روزه گرفتند و سپس براى نماز طلب باران از شهر بيرون رفتند و به تضرع و دعا پرداختند ولى خبرى از باران نشد! سيد محمد رضا شبّر كه از ناكامى كاخ نشينان بغداد آگاهى يافت به مردم فرمود كه به اميد ريزش باران رحمت الهى با دلى پيراسته از تباهى ها سه روز، روزه گرفته، براى نمازطلب باران آماده شوند. مردم كاظميه به دستور سيد سه روز در برابر گرسنگى و تشنگى شكيبايى ورزيده، سپس به همراه سيد محمدرضا با پاى برهنه و دلى شكسته، شهر را ترك كرده و به سوى مسجد "براثا" رفتند در آن وادى مقدس، مردم به پيشوائى سيد محمدرضا، نماز باران به جاى آوردند. سيد پيشاپيش مردم دل به پروردگار سپرده و چشم به آسمان دوخته بود و رحمت خداوند را به يارى مى طلبيد. هنوز لبان عارف كهنسال كاظميه از دعا فراغت نيافته بود كه ابرهاى تيره غرش كنان بر بام آسمان آمده، برق اصابت تيرهاى دعاى پرهيزكاران، حريم قبر پيشوايان پاك، امام موسى كاظم7 و امام جواد7 به هدف اجابت، در دور دست افق پديدار گشت و در پى آن قطره هاى درشت باران شروع به آمدن كرد. اين حادثه فراموش ناشدنى سبب شد تا مردم پاكدل كاظمين، سيد پارساى خاندان شبّر را با عنوان "صاحب الدعوة المستجابة" بستايند و بيش از پيش مورد احترام قرار دهند.(1)
پاورقى
(1) ديدار با ابرار، ص 7.
جعفر طيّار در لحظه شهادت روزه بود
در جنگ موته از جنگ هاى بزرگ اسلام، كه نيروى دشمن سى تا چهل هزار نفر بودند، و حال آنكه نيروى اسلام سه هزار نفر بيش نبودند، جنگ شروع شد، جعفر طيّار اسب خويش را پى كرد، و پياده شد و شروع به جنگ نمود، دست راست و چپ او از بدن جدا شد، از گلو تا ناف هفتاد تير خورد، خون از بدنش مى رفت، خيمه اى نصب بود كه مجروحين را در آن مداوا مى كردند، به نام خيمه دارالحرب يا بيمارستان سيّار، عبدالله بن عمر گفت : من همراه بودم جعفر طيّار را كه هنوز مقى داشت به زير همان خيمه بردم، ولى چشمش بسته بود، من فهميدم خيلى تشنه است. ظرفى را آب كردم، آوردم بالاى سرش، آرام شانه اش را تكان دادم، چشمهاى خود را به زحمت باز كرد، نگاهى به من كرد، گفت : چه مى گوئى؟ گفتم: آب ميل ندارى؟
فرمود: اين آب را بالاى سرم نگهدار، تا موقع غروب، اگر زنده بودم از اين آب مى خورم، و اگر هم زنده نماندم، با لب تشنه به پيشگاه خداوند مى روم، گفتم: آب موجود است چرا تا مغرب؟
گفت: اكنون من روزه ام و نمى خواهم روزه ام را افطار نمايم!!
"بابى انت و امى لكم الفداء" خداوند از اين همه ايمان و اخلاص و شهامت شما درس عبرتى به ما نيز مرحمت فرمايد.
از جمله صوّامون جناب محمّد بن جعفرالصادق7 است كه مرحوم محدّث قمى از شيخ مفيد نقل مى نمايد: "كان محمّدبن جعفر9 سخيّاً و شجاعاً و كان يصوم يوماً و يفطر يوماً".
جناب محمّد فرزند گرامى حضرت صادق7 مردى سخاوتمند و داراى شجاعت و شهامت بود، و آن جناب يك روز در ميان روزه بود.
پاداش شب زنده دارى و روزه داران
رسول اكرم مى فرمايد:
"در بهشت درختى است كه از آن اسبهاى ابلق (سياه و سفيد) با دو بال و با زينهايى از ياقوت بيرون مى آيند. اولياء خدا بر آنها سوار مى شوند و به هر جاى بهشت بخواهند به پرواز درمى آيند، اهل بشهت از خدا مى پرسند. خدايا! اين بندگان تو چگونه به اين مقام و جايگاه رسيده اند كه ما از آن محروم هستيم. جواب مى شنوند:
آنها كسانى هستند كه در دنيا شبها از بستر خواب بيرون مى آمدند و به نماز و راز و نياز مشغول بودند، در حالى كه شما در خواب بوديد و روزها كه شما مى خورديد و مى نوشيديد، آنها روزه مى گرفتند و هميشه از ترس و شوق من مى گريستند."(1)
پاورقى
(1) رساله لقاءالله، ص 128.
روزه حضرت امام حسين و امام زين العابدين7
از جمله روزه داران معروف حضرت امام حسين سيّدالشهداء7 بود، مى نويسند، وقتى خبر شهادت آن حضرت به مكّه رسيد. عبدالله زبير خطبه اى خواند، و گفت مردم عراق، مردمانى خيانتكارند به ويژه اهل كوفه، كه اشرار اهل عراقند، امام حسين7 را دعوت كردند و با او چنين كردند، آنگاه گفت:
"فرحم الله حسينا... اما و الله لقد كان صوّاماً بالنّهار قوّاماً باللّيل و اولى بنبيّهم من الفاجر ابن الفاجر، والله ما كان يستبدل بالقرآن الغناء و لا بالبكاء من خشية الله الحداء و لا بالصّيام شرب الخمر".
رحمت خدا بر حسين باد، به خدا سوگند كه روزها را روزه مى داشت و در شبها بسيار عبادت مى كرد و او به جدّ گرامش از آن فاجر فرزند فاجر (يزيد) اولى و سزاوار بود، او قرآن را چون يزيد با موسيقى و ساز طرب مبادله نكرد، و خوانندگان نپذيرفت.
"حضرت على بن الحسين7 بكى على ابيه اربعين سنة صائماً نهاره قائماً ليله"(1)
آن حضرت چهل سال بر مصيبت پدر گريست، در حالى كه روزهايش را روزه و شبهايش را به عبادت قيام مى داشت.
روز دوازدهم ماه رمضان و عقد برادرى در اسلام
در دوازدهم رمضان، پيامبر9 بين اصحاب عقد برادرى خواند، و بين خود و على7 نيز برادرى قرار داد، و با اين عقد اخّوت، برادرى و مساوات و برابرى را در اسلام بنيان گذاشت و اهل جهان را يك عائله و افراد بشر را عضو يك خانواده شمرد، و براى هميشه نژادپرستى و امتيازات مادّى و قبيلگى و رنگ و پوست را از ساحت مقّدس اسلام پاك نمود تأسف آور است كه استعمار و استثمار فرهنگى و سياسى دنياى استكبار مانع از اجراى اين اصل در روى زمين است.
"انّ هذه امّتكم امّة واحدة و انا ربّكم فاعبدون"(2)
اين آئين شما آئين يگانه اى است "مشترك همه اديان من است" و من پروردگار شمايم، پس مرا بندگى كنيد.
"قل يا ايّها الناس انّى رسول الله اليكم حميعاً"(3).
بگو، اى مردم من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم، ولى اين بيّنات و براهين ساطعات براى يهود و نصاراى آن روز همچنين براى صهيونيست و امپرياليست اين زمان خوش آيند نبوده و نيست، چون آنان با اين مساواتها و برابريها نمى توانند تفوق و برترى خود را بر جهان مستضعفين محكم سازند و جلو استحمارشان از خلق، گرفته مى شود!.(4)
پاورقى
(1) اللّهوف سيد بن طاووس، ص 188.
(2) سوره انبياء، آيه 92.
(3) سوره اعراف، آيه 157.
(4) روزه درمان بيماريهاى روح و جسم، ص 1679.
ايثار شيخ انصارى در روزه استيجارى
يكى از علما حكايت كرد: رفتم نزد شيخ، و عرض كردم فلان سيد كه از فضلاى عصر است بسيار گرفتار شده و عيال او در حال وضع حمل است;
مرحمتى درباره او بفرمائيد.
شيخ فرمود: هيچ در نزد من نيست بجز قدرى وجه به جهت نماز و روزه استيجارى. خوبست دو سال عبادت به جهت او بدهم.
عرض كردم: فلانى آقازاده است و چنين كارهايى را نكرده و علاوه محصل است و منافات با كار او دارد.
شيخ تأمل نموده، فرمود: پس، من دو سال عبادت را خودم به جا مى آوردم. و هشت تومان اجرت آن را به جهت آن سيد ببريد و چنان نمود.(1)
پاورقى
(1) شخصيت شيخ انصارى.
روزه نشانه حقيقت ايمان
امام صادق7 فرمود: روزى رسول خدا9 با "حارثة بن مالك انصارى" روبرو شد و پرسيد: "حالت چطور است؟!"
او در پاسخ گفت: "در حالى هستم كه ايمان حقيقى دارم".
پيامبر9 فرمود: "هر چيزى را حقيقتى است، نشانه حقيقت گفتار تو چيست؟"
حارثه عرض كرد: "اى رسول خدا!! اشتياق به دنيا ندارم، شب را (براى عبادت) بيدارم، و روزهاى گرم را روزه مى گيرم، و گويا عرش خدا را مى نگرم كه براى حساب، گسترده شده، و گويا بهشتيان را در بهشت مى نگرم دوزخيان را در ميان دوزخ مى شنوم".
رسول خدا فرمود: عبد نوّرالله قلبه ابصرت فاثبت: "اين) بنده اى كه خداوند، قلبش را نورانى نموده است، بصيرت يافتى ثابت و استوار باش".
حارثه، عرض كرد: اى رسول خدا! از خدا بخواه كه شهادت در ركابت را نصيب من گرداند. پيامبر فرمود: خدايا! شهادت را به "حارثه"، روزى كن، چند روز نگذشت كه جنگى به پيش آمد، حارثه در آن جنگ شركت نمود و پس از كشتن 8 يا 9 نفر از دشمن به شهادت رسيد.(1)
پاورقى
(1) اصول كافى، ج 1، ص 54، باب حقيقة الايمان و اليقين، حديث 4.
در ايستگاه چهارم پل صراط، از روزه مى پرسند
از ابن عباس روايت شده: كه بر روى گرمى جهنم هفت ايستگاه است كه از بنده سؤال خواهد شد. در نخستين جاى آن از شهادت به وحدانيت خدا (يعنى از توحيد كه از عقائد است) پرسيده مى شود، اگر جواب كامل داد به ايستگاه دوم عبور مى كند، در ايستگاه دوّم از نماز سؤال مى گردد، اگر آن را صحيح انجام داده باشد به جايگاه سوم عبور مى كند، در ايستگاه سوّم از زكاة پرسيده مى شود، اگر آن را درست جواب داد به ايستگاه چهارم عبور مى كند و در آنجا از روزه پرسيده مى شود، اگر آن را صحيح انجام داد به ايستگاه پنجم وارد مى شود، در آنجا از حج سؤال مى شود، اگر آنرا بجا آورده باشد به ايستگاه ششم وارد مى شود، و در آنجا از حج عمره پرسيده مى شود، اگر آنرا انجام داده باشد به مرحله هفتم وارد خواهد شد، در آنجا از مظالم (آنچه به ظلم گرفته شده يا از ستمهائى كه به ديگران انجام گرفته) سؤال مى شود، اگر از عهده آن بيرون آمد كه هيچ وگرنه گفته مى شود: به اعمالش بنگريد، اگر او عبادت مستحبى انجام داده است كه بوسيله آن اعمال خود را تكميل كرده باشد از سؤالات فاتح بيرون مى آيد و او را به سوى بهشت مى برند!(1)
پاورقى
(1) بحار، ج 3، ص 273.
شهيد مطهرى و اجتماع اهل دل در ماه رمضان
مرحوم آية الله شهيد مطهرى(قدس سره) درباره مرحوم آقا نجفى صاحب كتاب "سياحت غرب" مى گويد:
ماه رمضان كه مى شد (كه معمولاً در ماه رمضان اهل علم در شهرهاى خودشان هستند، منبر مى روند، نماز جماعت مفصل مى خوانند و مردم به اينها توجّه دارند) آقا نجفى با آن وجهه و اعتبارى كه در قوچان داشت، از آنجا مى آمد و مدرسه دارالشفاء با من هم حجره مى شد (حالا شايد هم مثلاً در اطاق نزديك ايشان بوده لكن بنده به نظرم مى آيد كه در اطاق آقاى مطهرى بود).
و بعد هم بزرگان آن روز قم، مثل مرحوم خوانسارى، مرحوم صدر و... به ديدن ايشان مى آمدند و احترام مى كردند و از ايشان مى خواستند برايشان منبر برود. و همينطور از آقا نجفى تقاضا مى كردند كه برود نماز، ولى ايشان قبول نمى كرد و مى گفت من قوچان را رها كردم آمدم اينجا، حالا مى گوئيد اينجا امام جماعت بشوم؟!
البته مرحوم شهيد مظهرى (رضوان الله تعالى عليه) مى گفت: آقا نجفى با همه اين آقايان رفيق بوده. به مرحوم آقاى خوانسارى ارادت داشت، و در نماز مرحوم آقاى خوانسارى شركت مى كرد.(1)
پاورقى
(1) سرگذشتهاى ويژه از زندگى استاد شهيد مطهرى، ج 1، ص 61، به نقل از حضرت آية الله خامنه اى، رهبر معظم انقلاب.
بهترين روزها و ماهها و عملها كدام است؟
از عبدالله عباس پرسيدند بهترين روزها كدام است، و بهترين ماهها كدام، و بهترين عملها كدام است؟
گفت بهترين روزها، روز جمعه است.
و بهترين ماهها، ماه مبارك رمضان است.
و بهترين عملها، نمازهاى يوميه است كه در وقتش خوانده شود.
اين سؤال و جواب را به حضرت امير گزارش دادند.
آن بزرگوار فرمود اگر از مشرق تا مغرب از هر يكى از علماء و حكماء اين سؤال را مى كردند، آنها همين جواب را مى دادند كه ابن عباس داده است. وليكن من مى گويم بهترين عملها، عمليست كه خدا آنرا از تو قبول فرمايد و بهترين ماهها، ماهيست كه در آن ماه از گناهان توبه كنى و به سوى خدا برگردى.
و بهترين روزها، روزى است كه بيرون آيى به سوى خدا در آن روز در حالتى كه ايمان داشته باشى.(1)
پاورقى
(1) كشكول منتظرى، ص 93.
مجازات روزه خوار
ابن سعد مى نويسد:
يك بار سعيد بن عاص (يكى از نزديكان عثمان) در كوفه گفت: كدام يك از شما ماه نو را ديده ايد؟ (و اين را براى آن پرسيد كه ببيند ماه رمضان تمام شده يا نه).
مردم گفتند: ما نديده ايم.
هاشم بن عتبة بن ابى وقاص گفت: من آن را ديده ام.
سعيد به او گفت: تو با همين يك چشمت از ميان همه مردم آن را ديدى؟!
هاشم گفت: مرا به چشمم نكوهش مى كنى كه آن را در راه خدا از دست داده ام؟ (چرا كه چشم او در جنگ يرموك آسيب ديده بود).
صبح كه شد هاشم در خانه اش افطار كرد و مردم نزد او چاشت خوردند. چون خبر به سعيد رسيد كسى به سراغ او فرستاد و كتكش زد و خانه اش را سوزاند.(1)
پاورقى
(1) الغدير، ج 16، ص 62.
روزه بدون ولايت قبول نيست
حافظ ابو عبيد هروى (كه سال 223 در مكه درگذشته است) در تفسير خود ـ غريب القرآن ـ روايت مى كند:
پس از آنكه رسول خدا9 در غدير خم به امر الهى، ولايت على7 را تبليغ فرمود و اين امر در بلاد شايع و منتشر شد، "جابر(1) بن نضربن حارث بن كلده عبدرى" آمد و خطاب به پيغمبر9 گفت: به ما از طرف خداوند امر كردى كه گواهى به يگانگى خداوند و رسالت تو بدهيم و نماز و روزه و حج و زكات را امتثال كنيم. همه را از تو پذيرفتيم ولى تو به اينها اكتفا نكردى، تا اينكه بازوى پسر عمت را گرفتى و بلند نمودى و او را بر ما برترى دادى و گفتى: "من كنت مولاه فعلىّ مولاه".
رسول خدا9 فرمود: قسم به خداوندى كه معبودى جز او نيست، اين امر از جانب خداوند است.
او پس از شنيدن اين سخن، به سوى شتر خود روان شد در حالى كه مى گفت: بار خدايا، اگر آنچه محمّد9 مى گويد راست و حق است، بر ما سنگى از آسمان ببار و يا عذابى دردناك به ما برسان!
هنوز به شتر خود نرسيده بود كه سنگى از فراز آسمان بر سر او آمد. و از پشتش خارج شد و او را كشت. و خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود: "سأل سائل بعذاب واقع."(2)
پاورقى
(1) در روايت ثعلبى كه علما متفقاً آن را نقل نموده اند، نام اين شخص «حارث بن نعمان فهرى» ذكر شده است و بعيد نيست كه جابر بن نضر مذكور در اين روايت درست باشد. زيرا اميرالمؤمنين7 به امر رسول خدا9، پدر او را كه روز بدر كبرى اسير شده بود به قتل رسانيد. و مردم در آن زير تازه مسلمان بودند و هنوز از كفر و شرك فاصله زيادى نداشتند و بر همين مبنا آتش كينه و خشم در دل آنان براساس عصبيتهاى دوره جاهليت شعلهور بود.
(2) معارج، 7 ; ترجمه الغدير، 2/127 ـ 128.
جماع عمر در حال روزه!!!
در كنزالعمال در كتاب صوم از سعيدبن مسيب نقل مى كند: كه عمر بن الخطاب يك روز در ميان اصحاب رسول خدا9 نشسته بود گفت مرا فتوى بدهيد، گفتند قضيه چيست. گفت: در راه جاريه اى را ملاقات كردم زيبائى صورت و رعنائى قامت او مرا فريفته خود كرد من با او مواقعه كردم، در حالى كه روزه بودم. صحابه اين مطلب را بزرگ شمردند و اميرالمؤمنين7 در ميان آنها ساكت نشسته بود; عمر به آن حضرت رو كرد و گفت: يا اباالحسن چرا سخن نمى گويى؟ خبر بده مرا از آنچه در نزد تو است. حضرت فرمود: با حلال خود مواقعه كردى فقط روزه تو فاسد است، قضا بر تو واجب مى شود; يعنى ماه رمضان نيست كه كفاره داشته باشد(1).
پاورقى
(1) قضاوتهاى اميرالمؤمنين، ص 44.
اين روزه برادرم داود است
زن عبدالله بن عمروبن عاص، شرفياب خدمت رسول خدا شد، حضرت پرسيد: حالت چطور است؟ گفت: چه حالى خواهم داشت در حالى كه عبدالله تارك دنيا شده، حضرت پرسيد: چطور؟ زن گفت: خواب را بر خود حرام كرده شبها نمى خوابد، همه روزها روزه مى گيرد و گوشت نمى خورد، و حق همسرش را بجا نمى آورد.
حضرت پرسيد او الان كجاست؟ گفت: بيرون رفته شايد به اين زودى برگردد.
حضرت فرمود: هر وقت آمد مرا خبر كن.
هنگامى كه عبدالله برگشت و پيغمبر خبردار شد، به منزل او رفت و پرسيد: اين خبرها چيست كه از تو به من مى رسد؟ فرمود: چرا شب نمى خوابى؟
گفت: مى خواهم از فزع اكبر و قيامت در امان باشم.
فرمود: چرا گوشت نمى خورى؟
گفت: به اميد اينكه از گوشتهاى بهشت بخورم.
پرسيد: چرا حق همسرت را بجا نمى آورى؟
گفت: به طمع زنان بهشت كه از او بهترند.
حضرت فرمود: اى عبدالله، پيغمبر خدا براى تو الگوى خوبى است كه گاه روز مى گيرد و گاه مى خورد، و گوشت مى خورد و حق همسرش را بجا مى آورد.
اى عبدالله; خدا را بر تو حقى است، و بدنت بر تو حقى دارد، و همسرت بر تو حقى دارد، عرض كرد: يا رسول الله اجازه دهد پنج روز روزه داشته و يك روز بخورم، فرمود: نه، گفت: چهار روز روزه باشم و يك روز بخورم، فرمود: نه، گفت: سه روز روزه باشم و يك روز بخورم، فرمود: نه، گفت: دو روز روزه بگيرم و يك روز بخورم، فرمود: نه، گفت: يك روز روزه بگيرم و يك روز بخورم، فرمود: اين روزه برادرم داوود است.(1)
پاورقى
(1) العقدالفريد، ج 2، ص 375.
26
بهترين اعمال در ماه رمضان چيست؟
عصر پيامبر9 بود، چند روز به ماه مبارك رمضان مانده بود، پيامبر9 مسلمانان را به مسجد دعوت كرد، و در حضور مردم در عظمت و شأن ماه رمضان سخنرانى نمود، از جمله فرمود: "شيطانها در اين ماه، در بند زنجيرها هستند، از درگاه خداوند بخواهيد كه آنها را بر شما مسلّط نكند".
اميرالمؤمنين على7 از ميان جمعيّت برخاست و عرض كرد:
"اى رسول خدا در اين ماه، بهترين اعمال چيست؟"
پيامبر9 در پاسخ فرمود: يا ابا الحسن افضل الاعمال فى هذا الشّهر، الورع عن محارم الله عزّوجّل
"اى ابوالحسن! بهترين اعمال در اين ماه، پرهيز از محرّمات خدا است".
سپس آن حضرت گريه كرد.
على7 عرض كرد: "اى رسول خدا چرا گريه مى كنى؟"
پيامبر9 فرمود: "گريه ام به خاطر آن حادثه ناگوارى است كه در همين ماه بر تو وارد مى گردد، گويا مى نگرم كه تو در نماز هستى، و شخصى كه شقى ترين مردم از گذشتگان و آيندگان است، و همپالگى كشنده ناقه حضرت صالح7 مى باشد،(1) با ضربت خود بر فرق تو مى زند، و محاسنت را با خون سرت رنگين مى كند".
على7 عرض كرد: يا رسول الله و ذلك فى سلامة من دينى "اى رسول خدا! آيا اين حادثه هنگام سلامت دينم رخ مى دهد!".
پيامبر فرمود: فى سلامد فى دينك "آرى هنگامى كه از نظر دينى، از هر گونه انحراف سالم هستى، اين حادثه رخ مى دهد".
آنگاه پيامبر9 در حضور جمعيّت فرمود: "اى على! كسى كه تو را بكشد، مرا كشته است، و كسى كه با تو دشمنى كند با من دشمنى نموده است، كسى كه به تو ناسزا بگويد به من ناسزا گفته است، زيرا تو همچون جان من هستى، روح تو روح من است، و سرشت تو سرشت من است، خداوند متعال من و تو را آفريد و برگزيد، و مرا براى نبوّت، و تو را براى امامت، انتخاب كرد، كسى كه امامت تو را انكار كند، نبوّت مرا انكار نموده است، اى على! تو وصّى من، و پدر فرزندانم، و شوهر دخترم، و جانشين من در ميان امّتم، هنگامى زندگى من و بعد از رحلت من مى باشى، فرمان تو فرمان من، و نهى تو نهى من است، سوگند به خداوندى كه مرا به نبوّت مبعوث كرد، و مرا به عنوان بهترين خلق خدا برگزيد، تو حجّت خدا بر خلقش هستى، و امين اسرار او، و خليفه او بر بندگانش مى باشى".(2)
پاورقى
(1) قوم ثمود، افرادى سركش و مغرور بودند، پيامبر آنها حضرت صالح7 هر چه آنها را نصيحت كرد، اثر نبخشيد، از آن حضرت، معجزه خواستند، او به اذن خدا در دل كوه ناقه اى (شتر مادّه اى) بيرون آورد، آنها به جاى اينكه معجزه الهى را بپذيرند، آن ناقه را پى كردند و كشتند، آنها براى پى كردن و كشتن ناقه، فردى شقاوتمند و بى رحم به نام «قدار بن سالف» را مأمور اين كار كردند، و اين شخص به عنوان «شقى ترين فرد گذشتگان» لقب گرفت سه روز پس از اين ماجرا، بر اثر عذاب عمومى الهى، به هلاكت رسيدند، (شرح در تفسير نمونه، ج 27، ص 61 ـ 62).
(2) عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 279، به نقل از حضرا رضا7.
27
مجلس تحصيل علم از هزار روز روزه برتر است.
مردى از انصار، نزد رسول اكرم آمد و سوال كرد: "يا رسول الله! اگر جنازه شخصى در ميان است و بايد تشييع و سپس دفن شود و مجلس علمى هم هست كه از شركت در آن بهره مند مى شويم، وقت و فرصت هم نيست كه در هر دو جا شركت كنيم، در هر كدام از اين دو كار شركت كنيم از ديگرى محروم مى مانيم، شما كداميك از اين دو را دوست مى دارى تا من در آن شركت كنم؟
رسول اكرم فرمود: "اگر افراد ديگرى هستند كه همراه جنازه بروند و آن را دفن كنند، در مجالس علم شركت كن همانا شركت در يك مجلس علم از حضور در هزار تشييع جنازه و از هزار عيادت بيمار و از هزار شب عبادت و هزار روز روزه و هزار درهم تصدق و هزار حج غير واجب و هزار جهاد غير واجب بهتر است. اينها كجا و حضور در محضر عالم كجا؟ مگر نمى دانى به وسيله علم است كه خدا اطاعت مى شود، و به وسيله علم است كه عبادت خدا صورت مى گيرد. خير دنيا و آخرت با علم توأم است، همانطور كه شرّ دنيا و آخرت با جهل توأم است."(1)
پاورقى
(1) بحارالانوار، چاپ جديد، جلد 1، صفحه 204.
دعوت روزه دار به غذا
در مدينه چند نفر بيمار جذامى بود. مردم با تنفر و وحشت از آنها دورى مى كردند. اين بيچارگان بيش از آن اندازه كه جسماً از بيمارى خود رنج مى بردند، روحاً از تنفر و انزجار مردم رنج مى كشيدند. و چون مى ديدند ديگران از آنها تنفر دارند خودشان با هم نشست و برخاست مى كردند. يك روز، هنگامى كه دور هم نشسته بودند و غذا مى خوردند، على بن الحسين زين العابدين7 از آنجا عبور كرد. آنها امام را به سر سفره خود دعوت كردند. امام معذرت خواست و فرمود:
"من روزه دارم، اگر روزه نمى داشتم پايين مى آمدم. از شما تقاضا مى كنم فلان روز مهمان من باشيد."
اين را گفت و رفت.
امام در خانه دستور داد، غذايى بسيار عالى و مطبوع پختند. مهمانان طبق وعده قبلى حاضر شدند. سفره اى محترمانه بر ايشان گسترده شد. آنها غذاى خود را خوردند، و امام هم در كنار همان سفره غذاى خود را صرف كرد.(1)
پاورقى
(1) وسائل، جلد 2، صفحه 457.
نفرين على7 در شب نوزدهم رمضان
شب جمعه و شب نوزدهم ماه رمضان سال 40 هجرت، آخرين شب عمر امام على7 بود، امام حسن7 مى گويد: همراه پدرم على7 به سوى مسجد رهسپارد شديم، پدرم به من فرمود: "پسرم! امشب لحظه اى چرت مرا فرا گرفت، در هماندم رسول خدا9 بر من آشكار شد، عرض كردم "اى رسول خدا، چيست اين مصائبى كه از ناحيه امّت شما به من رسيده است؟ آنها به راه عداوت و انحراف افتاده اند".
رسول اكرم9 به من فرمود: ادع عليهم: "آنها را نفرين كن".
من امشب در مورد اين امّت (منحرف) چنين نفرين كردم:
اللّهم ابدلنى بهم خيراً و ابد لهم بى من هو شرّ منّى.
"خدايا به عوض آنها، ديدار و همنشينى با خوبان را نصيب من گردان، و به عوض من، بدان را بر آنها مسلّط كن".(1)
سحرگاه همان شب نفرين امام على7 به استجابت رسيد.
پاورقى
(1) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 6، ص 131.
روزه دار مهمان شخص بزرگى است
حجاج بن يوسف به حج مى رفت، بر چشمه اى فرود آمد و دستور غذا داد و به خدمتگذارش گفت: كسى پيدا كن كه با من غذا بخورد و من بعض كارها را از او بپرسم، خدمتگذار اطراف را گشت و عربى را ديد كه با دو لباس موئين خوابيده، با پايش زد و گفت: امير را اجابت كن.
هنگاميكه عرب حاضر شد، حجاج گفت: دستهايت را بشوى و با من غذا بخور، گفت: كسى كه بهتر از تو است مرا دعوت كرده و من هم قبول نموده ام، حجاج پرسيد: چه كسى دعوتت كرده است؟ گفت: خداى متعال به روزه دعوتم كرده و من روزه گرفته ام، گفت: در اين روز گرم؟ گفت: براى روزى كه از اين گرم تر است روزه گرفته ام، حجاج گفت: امروز بخور، فردا مى گيرى، گفت: اگر ضمانت كنى كه تا فردا بمانم، حجاج گفت: اين در دست من نيست، گفت: پس چگونه از من مى خواهى كه نقد را با نسيه اى كه به اين قادر نيستى عوض كنم؟! حجاج گفت: اين طعام گوارا است، گفت: نه تو آنرا گوارا كرده اى و نه جبّاز بلكه عافيت آنرا گوارا كرده است.(1)
پاورقى
(1) قصص العرب، ج 2، ص 383 به نقل از عيون الاخبار، ج 2، ص 366.
چراغى كه از پشت سر آيد نور و جلا ندارد!
مردى پس از عمرى تلاش و جمع آورى ثروت دنيا مريض شد و به بستر بيمارى افتاد. مرض روز به روز شدت گرفت و او را در آستانه مرگ و سفر به جهان آخرت قرار داد. دستور داد فرزندانش حاضر شدند تا وصيّت نمايد. او خطاب به پسر بزرگش گفت: پسر جان من دارم مى ميرم و ديگر اميدى به زنده ماندنم نيست. امروز به خود آمده ام و مى بينم دستم خالى است و بايد با كوله بارى از معصيت و شرمندگى به سوى خدا بروم. ثروت و مال زيادى جمع كرده ام و در اختيار شماست. سعى كنيد از اين پولها بدهيد تا برايم نماز بخوانند و روزه بگيرند و از ثروتم در اين راه خرج كنيد و احسان نمائيد، كه من شديداً بدان نيازمندم. لذا مقدارى كه براى واجبات لازم بود تفكيك و در اختيار وى قرار داد. او از تاريكى راه خود نگران بود و مرتّب مى گفت چراغى از پشت سرم بفرستيد. از قضا مرد شفا پيدا كرد و نمرد.
روزى او را به ميهمانى دعوت كردند. او به فرزندش گفت پسرم چراغ همراه خود بياور. پسر اطاعت كرد. پدر و پسر راه افتادند اما در ميانه راه پسر چندين قدم از پدر عقب افتاد. در اين حال پدر دچار مشكل شد و زبان به شكوه گشود و گفت: پسر چرا عقب ماندى، بايد چراغ جلو حركت كند راه را نمى بينم و مى ترسم بيفتم و دست و پايم بشكند. پسر از فرصت استفاده كرد و گفت: پدر جان يادتان هست كه آن روز وصيت مى كردى و مى گفتى راه آخرت سخت است و خطرناك!! چراغ از پس من بفرستيد، خودت چراغ نبردى و از قبل نفرستادى و چراغ را از پشت سر خواستى، آرى پدر، چراغى كه از پشت سر آيد نور و جلا ندارد.(1)
پاورقى
(1) ترجمه، از ديوان تجليات استاد منعم اردبيلى.
| آیا امام زمان(عج) ازدواج کرده و دارای فرزند هستند؟ | |||
| از انتخاب تا ازدواج | |||
| جهاني شدن و حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) | |||
| جايگاه والا | |||
| آثار شناخت امام | |||
| گل سوسن | |||
| مهدویت در اندیشه شهید مطهری | |||
| اطيب البيان | |||
| ده گـام تا امـام زمـان(عج) | |||
| كلام حكمتآميز حضرت در گهواره | |||
| بهار در بهار | |||
| شناخت امام | |||
| امام مهدي (ع) و چشمهي زندگي | |||
| امام زمان(ع) تجلي شهود و غيب | |||
| امام مهدي(ع) در حديث لوح | |||
| سيماي حضرت مهدي(ع) در كلام نبوی | |||
| با مؤلفان مهدوي | |||
| خورشيد پنهان | |||
| ده گام تا امام زمان(ع)-3 | |||
| ده گام تا امام زمان-2 | |||
| يا لثارات الحسين عليه السلام | |||
| جلوههاي عدل در حكومت امام زمان(ع( | |||
| سيماي حضرت مهدي(ع)دركلام نبوي | |||
| معرفت الله معرفت ولي خداست | |||
| معرفت مام عصر از نگاه شيخ صدوق-4 | |||
| دو همزاد معنوي در معرفت مهدوي | |||
| امام مهدي در قرآن | |||
| حكومت جهانی حضرت مهدي (عج) از ديدگاه رسول اعظم (ص) | |||
| علل دستگيرى حسين بن روح نوبختى | |||
| امام مهدي در قرآن-1 | |||
| معرفت امام زمان-3 (علم امام) | |||
| گزارش سفر نرجس خاتون و ازدواج با امام حسن عسكري(ع) | |||
| ایران کشور امام زمان (عج) است | |||
| دو خاتم | |||
| معرفت امام زمان از ديدگاه شيخ صدوق-3 | |||
| بشارت ظهور موعود آخرالزمان در كتاب پاتيكل | |||
| بشارت ظهور منجی آخرالزمان در كتاب باسك | |||
| بشارت ظهور منجي آخرالزمان در كتاب اوپانيشاد | |||
| پيشنويس منشور راهبردي فرهنگ مهدويت | |||
| بررسى تاريخى داستان جزيره خضراء-2 | |||
| بررسى افسانه جزيره خضراء-1 | |||
| اهل بيت مشتاق ديدار مهدي (ع) | |||
| روشن شدن زمين به نور امام (ع) | |||
| پيشنويس منشور راهبردي فرهنگ مهدويت | |||
| کرم نما و فرودآ، که خانه خانه توست... | |||
| حضرت مهدي (عليه السلام ) در احاديث قدسي | |||
| ظهور حضرت مسيح در عصر حضرت مهدي (ع) | |||
| سيماي حضرت مهدي در كلام نبوي | |||
| معرفت امام زمان (ع) از ديدگاه شيخ صدوق | |||
| سیمای حضرت مهدی(ع)درکلام نبوی(ص) | |||
خرید گوشی دست دوم
قیمت به روز از گوشی
اخبار گوشی
مقایسه گوشی
همه را درسایت زیر ببنید

پيشواز ماه خدا
خطبه پيامبر(ص) در روز آخر شعبان 






