تبليغاتX
آيـــــــــــــــــــــــــــلار - پیام امام و شهدا در آستانه ی انتخابات



این پیام، خطاب به همۀ آنانی است که به زنده بودن شهدا و تداوم و جاودانگی و تأثیرِ حرکت و راهی که جان عزیزشان را خالصانه در آن مسیر تقدیم کردند اعتقاد دارند:

اگر چه ممکن است گمان کنی که چگونه این پیام از شهدا دریافت شده است در حالیکه که ما بین ما و شهدا، هزاران فرسنگ، سال نوری فاصله است.

آخر چه کسی می تواند به عیان ادعا کند با شهدا دائم الارتباط است، که اگر هم اینگونه باشد چنین ادعایی نمی کند چرا که این ارتباط تنها بر او حجیت دارد.

اگر چه شهدا گاهی برای دوستانشان و آنانی که یاد شهدا و ارزش و معنویت راه آنها دغدغه شان است علامت هایی می فرستند که البته این علامات بر هر اهل دلی سودمند است.

اما آنچه بر همه کس حجیت دارد و به عبارتی اتمام حجت است و تأثیرش چون روح شهدا که زنده و متنعم اند، زنده و پویا و برخوردار از تأیید و عنایت الهی است، راه شهدا و پیام هایی است که روح پاکشان، به همۀ انسان ها داده و می دهد.

آنها که به راه امام و شهدا اعتقاد دارند و آرزوی شان، همیشه ایام، رهروی راه پاک ایشان بوده و هست، در آستانۀ انتخابات، به این پیام که از مشی و سیرۀ آنها اقتباس شده و با حقایق امروز جامعه مان مقایسه گردیده گوش فرا دهند و گزینه ای را انتخاب کنند که با راه و روش امام و شهدا سنخیت داشته باشد:

1.     هیچگاه مشغولیت های زمین و زمان و درگیری های زندگی دنیا، امام و شهدا را از یاد خدا، عبودیت و بندگی و کسب معنویت و تلاش برای آخرتشان باز نداشت.

2.     هیچگاه رضایت خلق را بر رضای خدا ترجیح نداده و اولویت نبخشیدند و برای خوش آمد و دلخوشی مردم و جلب رأی و کسب محبوبیت بیشتر نزد خلق و طی کردن پله های ترقی دنیا، اوامر الهی را تعطیل ننموده و به ارزشهای الهی پشت نکردند.

3.     امام و شهدا و رهپویانشان، در راه حفظ و تعالی معنویت و ارزشها و پیاده کردن احکام و دستورات الهی در جامعه از هیچ تلاشی فروگذار ننمودند. بلکه در برابر مخالفت ها و جوسازی های گروه ها و جریانات مخالف و معاند داخل و خارج کشور، با قدرت تمام و به هر قیمتی ایستادند. زیرا که این جریانات را می شناخته و می شناسند. جریاناتی که با پشتیبانی فکری و مالی آمریکا و صهیونیزم و با اختصاص بودجه های کلان، با استفاده از شیوه ها و شعارهای مختلف، نظیر: آزادی؟؟، تساوی حقوق زن و مرد، تساهل و تسامح و ... تلاش بی حدی را برای تضعیف بنیادهای دینی و ارزشی و سکولار کردن جامعۀ دینی ، تخریب ومخدوش کردن اصول انقلاب اسلامی و نیز آلوده کردن جوانان و ایجاد فاصله با اسلام و انقلاب، وجهۀ همتشان قرار داده اند.

آنها که به راه امام و شهدا اعتقاد دارند و آرزوی شان، همیشه ایام، رهروی راه پاک ایشان بوده و هست، در آستانۀ انتخابات، به این پیام که در ادامۀ ۳ پیام قبلی، از مشی و سیرۀ امام و شهدا اقتباس شده و با حقایق امروز جامعه مان مقایسه گردیده گوش فرا دهند و گزینه ای را انتخاب کنند که با راه و روش آنها سنخیت داشته باشد:

۱. در اوج عبودیت و بندگی

۲. رضایت خدا مقدم بر رضای خلق به تعبیری کسب رضای خلق در پرتو رضا و خشنودی خدا

۳. نهایت تلاش، در راه حفظ و تعالی معنویت و ارزشها و پیاده کردن احکام و دستورات الهی در جامعه ...

و اینک ۴ پیام دیگر از راه و مشی امام و شهدا برای سهولت انتخاب گزینه ای اصلح در انتخابات آتی ...

۴.  امام و شهدا آنگونه متعهد و خودساخته بودند که؛ زیبایی های زندگی دنیا و فرصت های رسیدن به رفاه و آسایش بیشتر برای خویش و خانواده شان آنها را وسوسه ننمود و نه تنها خود، از اصالت های دینی و معنوی و زندگی ساده و بدور از تجملات فاصله نگرفتند که علاوه بر توصیه به اطرافیان و همفکرانشان همۀ عوامل و راه های سوء استفادۀ صاحبان قدرت های سیاسی و اقتصادی جامعه را پیش بینی و از نفوذ در آنها پیشگیری کردند.

۵.    خدمت به مردم را وسیله ای برای رسیدن به قدرت نپنداشتند، شیفتگان خدمت بودند نه تشنگان قدرت؛ برای رسیدن به هدف، از هر وسیله ای مدد نجستند، برای خدمت به مردم، با طرح های کوتاه مدت و روبنائی و البته زودبازده رضایت مقطعی مردم را فراهم نکردند تا محبوبیت دوره ای کسب کنند و زمینه ای بسازند برای دوره های بعد...

۶.    آنگونه خدمت می کردند که بنیادی استوار و زیربنائی برپا کنند

و طرحی نو براندازند و نیکی ها بیفشانند.

بر خلاف اندیشه هایی که در پی جلب رضایت مردم برای کسب قدرتند تا بلکه و شاید خدمتی بکنند؟؟ ایشان در پی خدمت بودند تا اقتدار و عزتی را برای جامعه شان احیا کنند. طرح هایی بدست می گرفتند زیر بنایی و بلند مدت؛ طرح هایی که سایرین را از آن واهمه بود. ایشان تنها به تأمین رفاه و آسایش مردم و کسب جایگاه بین المللی در جهانی که سراسر بی عدالتی است و صاحبان زر و زور و تزویر، عزت کشورهای جهان سوم و در حال توسعه را به بازی می گیرند نمی اندیشند. به اموری که به ظاهر، موفقیت و رضایت موقتی مردم را فراهم می سازد. بلکه برای نیازهای عالی تر مردم که همانا تعالی بخشی معنویت و ارزشها، ترقی فرهنگ و هنر، عزت و عظمت دینی و اجتماعی، استقلال فردی، اجتماعی و بین المللی، رشد چرخه های علمی و تکنولوژی و ده ها نیاز و ضرورت دیگر است نیز برنامه دارند.

 ۷.   همچون امام خویش مجهز به چنان ایمان محکم و استواری بودند که از قدرت های پوشالی شرق و غرب واهمه نداشته و در راه حفظ عزت و استقلال میهن عزیزمان از تهدیدها نهراسیده و به تطمیع ها وسوسه نمی شدند. و برای خوش آمد شرق و غرب و احیاناً کسب موقعیت و جایگاه ظاهری در جامعۀ بین الملل، قدمی از مواضع اسلامی و انقلابی خویش و سیاست های مقام عظمای ولایت عقب نشینی نکرده و چشمانشان را بر حقیقتی نبستند، همیشه مدافع و حامی مظلوم و مخالف و افشاگر ظالم بوده اند.  

آنها که به راه امام و شهدا اعتقاد دارند و آرزوی شان، همیشه ایام، رهروی راه پاک ایشان بوده و هست، در آستانۀ انتخابات، به این پیام که در ادامۀ ۷ پیام قبلی، از مشی و سیرۀ امام و شهدا اقتباس شده و با حقایق امروز جامعه مان مقایسه گردیده گوش فرا دهند و گزینه ای را انتخاب کنند که با راه و روش آنها سنخیت بیشتری داشته باشد:

۱. در اوج عبودیت و بندگی

۲. رضایت خدا مقدم بر رضای خلق به تعبیری کسب رضای خلق در پرتو رضا و خشنودی خدا

۳. نهایت تلاش، در راه حفظ و تعالی معنویت و ارزشها و پیاده کردن احکام و دستورات الهی در جامعه ...

۴. در اوج تعهد و اخلاص بوده هیچگاه اسیر فتنه ها و فریب های دنیا نشدند ...

۵. شیفتگان خدمت بودند نه تشنگان قدرت ...

۶. بدنبال انجام و پیگیری طرح های بلند مدت و زیر بنائی برای اقتدار و عظمت کشور بودند نه طرح های سطحی و موقتی در جهت کسب رأی مردم ...

۷. همچون ایمان محکم و استواری داشتند که در راه حفظ عزت و استقلال میهن عزیزمان هیچگاه از تهدیدها نهراسیده و به تطمیع ها وسوسه نشدند.

و اینک ۴ پیام دیگر از راه و مشی امام و شهدا برای سهولت انتخاب گزینه ای اصلح در انتخابات آتی ...

1.     چنانکه امام راحل، مردم و پابرهنگان و طبقات مستضعف جامعه را صاحبان و حامیان واقعی این انقلاب می دانست و خدمت به این مردم را عبادت می شمرد عمل می کردند. اینان برای خدمت، به مولای خویش امیرمؤمنان علی (ع) و اولیاء خدا اقتدا می کردند، در هیچ موقعیتی از مردم فاصله نمی گرفتند و برای خدمت به مردم و مستضعفان به واسطه ها اکتفا نمی کردند. خود به میان مردم می رفتند و از نزدیک دردها و نیازهایشان را لمس می نمودند. چرا که حیات واقعی خویش و واقعیت حیات را در خدمت دلسوزانه و واقع گرایانه به خلق که همانا رضایت خداست می دانستند.

2.     عملشان، خالص برای خدا بود و هر کجا میدان عملی سخت و طاقت فرسا بود، حاضر بودند، از خودنمایی و کارهای به ظاهر موجه و فاقد باطن و نتیجۀ ماندگار فاصله می گرفتند. همچون گروهی که تنها بدنبال نام و عنوان اند عمل نمی کردند. میدان های خالی و سخت و امور بر زمین مانده، از حضور و ایثار و مجاهدت آنها حکایت ها دارد، چنان خالصانه وارد می شدند که ناگزیر و تسلیم طبیعت این میادین و امور می شدند، میدانی که چه می گویم:

چاره ای نیست باید گروهی در راه احیاء حق و حقیقت و خدمت مردانه به مردم شهید شوند. گاهی با جان، گاهی با مال، گاهی با آبرو و گاهی نیز با همۀ دارائی شان...

حکمای قدیم چه زیبا گفته اند: آنها که املاء ننوشته اند غلطی هم ندارند، و من می گویم: آنها که املاء، کم نوشته اند و یا املاهای ساده نوشتند غلط هم کم دارند. اما املاهای طولانی و سخت، طبیعتاً غلط بیشتری دارد. آری در کارهای سخت و میدان های بزرگ، باید انتظار تلفات و خسارات بیشتری را داشت. و امروز حکایت این است آنهایی که املاءهای سخت ننوشته اند و وارد میادین بزرگ نشده اند و نوآوری و ابتکار نداشته اند حق تصییح املاء ندارند. همان بهتر که بنشینند و مشق هایشان را از رو بنویسند، کپی برداری کنند تا خدایی ناکرده غلط ننویسند.

3.     دیگر خصیصه شان ولایت مداری و اطاعت محض و خالصانه از مقام ولایت بود، پای در جای پای ولایت می گذاردند نه یک قدم پیش و نه گامی پس، بسیاری از ایشان خود، اهل نظر و معنا و شناخت بودند اما با این وجود، مطیع محضِ سیاست های ولایت بودند نه پیرو خواهش های نفسانی و سیاست های حزب و گروه خویش.

و اگر می بینی برخی جریانات غربزدۀ مرتزق از منورالفکرهای غربزده، جایی با اصول و ارزش ها و ترویج معنویت و پیاده کردن احکام نورانی دین، نظیر؛ امر بمعروف و نهی از منکر، حکم قصاص و حدود الهی، حجاب اسلامی و ...  با شعارهایی نظیر اصلاح طلبی، تساهل و تسامح، آزادی؟؟، حذف حکم قصاص و حجاب و و و ... مخالفت می کنند بنا به فرمایش مقام عظمای ولایت، خواهش ها و منافع خود را در خطر می بینند و آزادانه نمی توانند به خواسته های نامشروعشان دست یابند.

اینان نه بدنبال اصلاح واقعی امور، که توصیۀ اسلام عزیز است، که بدنبال اصلاح و سامان بخشی امور، بر وفق خواهش ها و تمایلات نفسانی خودشان بوده  و هستند.

و ما از نگاه زندگی امام و شهدا گفتنی ها را گفتیم تا گوش شنوا و قلبی بصیر باشد و از این همه عبرت و پند تأثیری گرفته و تحولی یابد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم خرداد 1388;ساعت 19:19;  توسط مظاهر فرهمنديان ;  |